![]() |
![]() |
|
| بنام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست.. |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 خرداد1387ساعت 21:44 توسط كاني |
|
|
دهقان فداکارپیر شده چوپان دروغگو عزیز شده شنگول ومنگول گرگ شدن کوکب خانم حوصله مهمان ندارد کبری تصمیم گرفته دماغش رو عمل کنه روباه وکلاغ دستشان توی یک کاسه است حسنک گوسفندانش را ول کرده توی یک شرکت آبدارچی شده آرش کمانگر کمانش رو فروخته داده موبایل خریده شیرین ..خسرو وفرهاد رو پیچانده..و با دوست پسرش رفته اسکی رستم اسبش رو فروخته ویک موتور خریده با اسفندیار رفتن کیف قاپی واقعا چه بر سر ایران وایرانی آمده |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 خرداد1387ساعت 21:26 توسط كاني |
|
|
سلام مهربون
جایی خوندم که :یه روز مرد ثروتمندی پسرش رو به روستایی دور افتاده برد.تا زندگی فقیرانه مردم اونجا رو از نزدیک ببینه...آنها دو شبانه روز را در مزرعه خانواده تهیدستی گذراندند ودر راه برگشت پدر از پسر پرسید:سفر چطور بود؟ چیزی یاد گرفتی؟ پسر گفت:عالی بود..بخصوص که فهمیدم ما چقدر فقیر هستیم!!! استخر خانه ما تا وسط حیاط کشیده شده ولی رودخانه آنها انگار انتهایی نداشت!!!!!!!! حیاط بزرگ خانه ما راچندین جراغ روشن می کنند ..وشبهای آنها با هزاران ستاره روشن می شد!!!!!!! قطعه زمین ما خیلی کوچکتر از مزرعه وسیع آنهاست!!!!!!! ما غذایمان را می خریم ولی آنها غذایشان را پرورش می دهند!!!!!! پدر جان ممنونم که نشانم دادی ما چقدر فقیریم. دوست خوبم:بیا ما هم مثل اون پسر که داشته های روستایی های زحمتکش رو دید چشمامون رو باز کنیم وداشته های خودمون رو ببینیم و واسه اوناشاکر باشیم..گرچه قادر نیستیم که تک تک
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 14:46 توسط كاني |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان عزیز به کلبه کوچیک من خوش اومدین
من کانی دختری 20ساله از شهر سنندج هستم دونکته در مورد وبلاگ : کانی به معنی : چشمه پر آب ژیله مو سنه : آتشفشان سنندج |
|
RSS
|